سخنان سعید جلیلی درباره «مسئله کافهها»، سرآغاز برخوردی احتمالی و قریبالوقوع است.
۶۳۰ مطلب
سخنان سعید جلیلی درباره «مسئله کافهها»، سرآغاز برخوردی احتمالی و قریبالوقوع است.
خلاصه که از دلِ این آسایشگاهِ اعصاب و روان، شب یلدایتان مبارک باشد. امشب یک دقیقه بیشتر به عنوان کلهسیاه خاورمیانهای در این زمانه خطیر زندگی میکنیم. آجیل و هندوانه و انار گران است. کلهها خراب و اعصاب ضعیف. بیایید در این شرایط به هم گیر ندهیم تا این هم بگذرد.
نقد واقعی کافهنشینی باید از دل جامعه بیاید، نه از زبان کسی که سالها در قدرت بوده و مسئول وضع موجود است. وگرنه این حرفها بیشتر شبیه فرافکنی است: انداختن تقصیر بحرانهای عمیق اجتماعی گردن چند صندلی چوبی و دستگاه اسپرسوساز.
آدمهای ایدیولوژیک به جای این که خود را با دنیای واقعی بیرون انطباق دهند تمام سعی خود را به کار میبندند تا دینای بیرون را با ذهن خود منطبق کنند و آقای جلیلی هم نمونهای از این جور آدمهاست.
نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی به انتقاد از وجود کافههای فراوان در تهران پرداخت و آنها را خالی از پیامدهای منفی نداست.
مردم در جریان انتخابات نشان دادند که آگاه و مشرف به مسائل و مشکلات و چرایی رخداد آن هستند و طرح فلهای شعارهای عوامفریبانه و سطحی آنان را به بیراهه نخواهد برد و برای طرحکنندگان نیز شأن و اعتباری ایجاد نخواهد کرد.
مجری پیشین صداوسیما به اظهارات اخیر سعید جلیلی درباره خودرو سواریاش واکنش نشان داد.
ماجرای ماشین ضدگلوله سعید جلیلی در ظاهر خبر بیاهمیتی در شرایط فعلی کشور است. نکته مهم الگویی از پوپولیسم است الگویی از تظاهر که جامعه از آن گریزان است
سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت ملی در آیین گرامیداشت روز دانشجو در دانشگاه شهید چمران اهواز گفت: یک روز مسخره میکنند که چرا فلان خودرو را استفاده میکنید؟ چون شما میخواهید جلوی یک فساد را بگیرید. یک هرز رفتن منابع و مصارف غلط را بگیرید و بگویید با این منابع هم میتوانید کار خود را انجام بدهید آقای فلان مدیری که در فلان شهر لازم نیست فلان ماشین آخرین سیستم را سوار شوید. میگویند پراید فلانی به اندازه دو تا بنز هزینه دارد. آنهایی که این حرفها را مطرح میکنند میخواهند…
ای کاش آقای جلیلی یک بار بگوید چرا در دولت سیدابراهیم رئیسی، مشاجراتی تند میان او و علی باقری به عنوان مذاکرهکننده ایران در دولت سیزدهم طی جلساتی رسمی اتفاق افتاد. اصلا چه شد که باقری به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی او در سال ۱۳۹۲ و مدیری که با او رشد کرد، ناگهان در مقام اجرا و در مواجهه با واقعیتها، مغضوبش شد؟